سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
433
تاريخ ايران ( فارسى )
اين ميانه پرگاموس بوده ليكن اتحاديهء رودس كه رياست جامعه شهرهاى آزاد واقعهء در ساحل دريا با وى بود بواسطهء داشتن نيروى دريائى داراى اهميتى بسزا بوده است و موافق طبيعت و ساختمان روحى يونانى اين دو كشور هميشه باهم در مقام مخالفت و مخاصمت بوده گاهى اين بروم متصل ميشد و گاهى آن و باز ممالك ديگرى بودند از قبيل بىتىنيه و پنت « 1 » و كاپادوكيه و نيز ايالاتى كه در تصرف طائفه غلاطىها و ساير طوائف وحشى باقى بودند . البته در سوريه هنوز اطاعت و دولتخواهى نسبت بخاندان سلوكى برقرار بوده اما يونانيها و مقدونيهاى آنجا مثل هم يكنواخت انحطاط پيدا كرده هيچيك را آن قوه و استعداد نبود كه با افواج روم برابرى كند و بالاخره دولت مصر بود كه دولتى بود قبلا تحت الحمايه و نقشى را كه ميتوانست بازى كند در درجهء دوم بوده است ، حتى هيچ امرى را بىمعاونت و همدستى روم اقدام نميكرد . غرض دولت روم در نتيجهء جنگ ماگنسيا در مغرب فرمانفرماى مطلق شده و يك دائرهاى هم از دول درجهء دوم در اطراف او تشكيل يافته كه هيچيك را نيروى مخالفت با او نبوده بلكه هركدام را جمهورى روم ميتوانست لدى الاقتضاء در خود تحليل ببرد . از طرف ديگر در مشرق خاندان اشك يا ارشاك طلوع نموده با ترقى حيرتانگيزى در مدنيت يونانى اساس حكومت خود را در پارت و هيركانيا تأسيس و تحكيم نمود و بعد در مقام توسعه و ازدياد حوزهء اقتدار خود برآمده بالاخره حدود قلمرو خود را با حدود قلمرو روم متصل ساخت ، بطوريكه بعدا معلوم خواهد شد اين دو دولت نظامى و جنگى در سرزمينى كه مناسب با سواران سبك اسلحه است پنجه بپنجهء هم افكنده و درنتيجه سلطنت آسيائى در تمام موارد در جاى خود ثابت و استوار مانده حيثيت و مقام خود را كاملا محفوظ ميدارد ليكن هردو دولت مزبور از مناسبات و ارتباط باهم استفاده نموده و آن ، مظاهر و مناظر مشرقى و مغربى آنها را توسعه و بسط داده راه اعتلاء و ارتقاء را براى هردو مهيا و آماده ساخت .
--> ( 1 ) - Pontus .